تبليغاتX
پرواز را به خاطر بسپار پرنده مردنی است

پرواز را به خاطر بسپار پرنده مردنی است

من اگر اشک به دادم نرسد میمیرم من اگر یاد تو را یادی نکنم میمیرم

خودم

View Full Size Image
+ نوشته شده در  یکشنبه پانزدهم دی 1387ساعت 4:1  توسط مارال  | 

حرف دل

رفقا من از سفر ۲۶ ساعتی برگشتم

واقعآ بهم خوش گذشت خیلی خوب بود این مسافرت بر خلاف همه ی اردو هایی که رفتم  از نظر معنوی

خیلی خوب بود . اما وقتی برگشتم ۲روز بعدش یعنی ۱شنبه دل یکی از رفقام را شکستم

ولی از نظر خودم فکر می کنم بهترین راه ممکن بوده چون تو این سفر کلی فکر کردم و به این نتیجه

رسیدم . میدونم که این متن را می خوانه ازش می خوام منو ببخشه و بدونه که همچنان رفیقمه

و منو درک کنه.

 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و ششم آذر 1387ساعت 0:8  توسط مارال  | 

سفر

سلام رفقا

امشب خیلی خوشحالم

خیلی

 اومدم دلیل خوش حالیم رابهتون بگم که قهر ۲روزه با باباجونم بلاخره نتیجه داد

و اجازه داد که به سفر قم/جمکران.به همراه دوستای گلم از طرف دانشگاه برم

سلام همگی تون را به اقا میرسونم

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیستم آذر 1387ساعت 20:59  توسط مارال  | 

تولد امام رضا

سلام به رفیقای نامرد خودم

امروز می خواستم یه مطلب با حال بزارم اما حالشو ندارم.

نمی دونم این روزا چه مرگم شده که حوصله ندارم.

اما یه دفه یادم افتاد فردا تولده

 تولد امام رضا(ع) است که فقط تونستم ۱ بار به زیارتش

برم.از همین جا به همتون تبریک میگم. و از امام رضا میخام یه نظربه همگی  ما بکنه.

از همین جا از همتون التماس دعا دارم.

 

+ نوشته شده در  یکشنبه نوزدهم آبان 1387ساعت 8:43  توسط مارال  | 

همسر عزيزم

 

 

من بعضي وقت‌ها كه از دست كسي يا چيزي عصباني مي‌شوم، عصبانيتم را براحتي به تو نشان مي‌دهم. اين به اين معني نيست كه حتماً از تو عصباني هستم بلكه به اين معني است كه تو نزديك‌ترين فرد در زندگي من هستي كه مي‌توانم با او راحت باشم . تو در اين جور موقع‌ها خود من هستي ، نه خودت . پس از من ناراحت نشو و عصبانيت من را به خودت نگير. در اين موقع‌ها به چند چيز توجه كن:

● مراقب باش كه از شخص يا چيزي كه من نسبت بهش خشمگين هستم ناراحت نشوي و درباره‌اش فكر بد نكني . چون در موقع عصبانيت آدم عيب‌ها و مشكلات را بزرگ مي‌بيند و اغلب بعدش پشيمان مي‌شود. پس تو كه عصباني نيستي دچار اين مشكل نشو و ناراحتي را بيشتر و موضوع را پيچيده‌تر نكن.

● سعي نكن بين موضوع عصباني‌‌كننده و رفتارهاي گذشته‌ي من ارتباط برقرار كني و براساس آن استدلال كني كه وضعيت موجود نتيجه‌ي طبيعي گذشته است .

● به خاطر رفع عصبانيت من با اطرافيان يا شخصي كه از دست او ناراحت هستم ، بحث و دعوا نكن . مي‌دانم كه دلت مي‌خواهد من را خوشحال كني يا دلت مي‌خواهد موضوعي كه من را عصباني كرده برطرف كني ، اما اگر به خاطر اين كار با ديگران جر و بحث كني يا دعوا راه بيندازي ، موضوع را بزرگ‌تر و ناراحت كننده‌تر مي‌كني .

● براي آينده ، اگر عصبانيت مربوط تو هست و آن را قبول نداري ، با من حرف بزن و نظرت را بگو اگر آن را پذيرفتي و اشكال از تو است ، سعي كن ديگر پيش نيايد .
اگر مربوط به شخص ديگري است مستقيم وارد عمل نشو و كمكم كن تا خودم موضوع را حل كنم

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و یکم شهریور 1387ساعت 17:43  توسط مارال  | 

How Do You Interpret Love?

                                                    
Once a Girl when having a conversation with her lover, asked
يك بار دختري حين صحبت با پسري كه عاشقش بود، ازش پرسيد

Why do you like me..? Why do you love me?
چرا دوستم داري؟ واسه چي عاشقمي؟

I can't tell the reason... but I really like you
دليلشو نميدونم ...اما واقعا"‌دوست دارم

You can't even tell me the reason... how can you say you like me?
تو هيچ دليلي رو نمي توني عنوان كني... پس چطور دوستم داري؟

How can you say you love me?
چطور ميتوني بگي عاشقمي؟

I really don't know the reason, but I can prove that I love U
من جدا"دليلشو نميدونم، اما ميتونم بهت ثابت كنم

Proof ? No! I want you to tell me the reason
ثابت كني؟ نه! من ميخوام دليلتو بگي
                
Ok..ok!!! Erm... because you are beautiful,
باشه.. باشه!!! ميگم... چون تو خوشگلي،

because your voice is sweet,
صدات گرم و خواستنيه،

because you are caring,
هميشه بهم اهميت ميدي،

because you are loving,
دوست داشتني هستي،

because you are thoughtful,
با ملاحظه هستي،

because of your smile,
بخاطر لبخندت،

The Girl felt very satisfied with the lover's answer
دختر از جوابهاي اون خيلي راضي و قانع شد

Unfortunately, a few days later, the Lady met with an accident and went in coma
متاسفانه، چند روز بعد، اون دختر تصادف وحشتناكي كرد و به حالت كما رفت

The Guy then placed a letter by her side
پسر نامه اي رو كنارش گذاشت با اين مضمون 
                                             
Darling, Because of your sweet voice that I love you, Now can you talk?
عزيزم، گفتم بخاطر صداي گرمت عاشقتم اما حالا كه نميتوني حرف بزني، ميتوني؟

No! Therefore I cannot love you
نه ! پس ديگه نميتونم عاشقت بمونم

Because of your care and concern that I like you Now that you cannot show them, therefore I cannot love you
گفتم بخاطر اهميت دادن ها و مراقبت كردن هات دوست دارم اما حالا كه نميتوني برام اونجوري باشي، پس منم نميتونم دوست داشته باشم

Because of your smile, because of your movements that I love you
گفتم واسه لبخندات، براي حركاتت عاشقتم

Now can you smile? Now can you move? No , therefore I cannot love you
اما حالا نه ميتوني بخندي نه حركت كني پس منم نميتونم عاشقت باشم 

                        
If love needs a reason, like now, There is no reason for me to love you anymore
اگه عشق هميشه يه دليل ميخواد مثل همين الان، پس ديگه براي من دليلي واسه عاشق تو بودن وجود نداره

Does love need a reason?
عشق دليل ميخواد؟

NO! Therefore!!
نه!معلومه كه نه!!

I Still LOVE YOU...
پس من هنوز هم عاشقتم 

                                 
True love never dies for it is lust that fades away
عشق واقعي هيچوقت نمي ميره

Love bonds for a lifetime but lust just pushes away
اين هوس است كه كمتر و كمتر ميشه و از بين ميره

Immature love says: "I love you because I need you"
"عشق خام و ناقص ميگه:"من دوست دارم چون بهت نياز دارم

Mature love says "I need you because I love you"
"ولي عشق كامل و پخته ميگه:"بهت نياز دارم چون دوست دارم

"Fate Determines Who Comes Into Our Lives, But Heart Determines Who Stays"
"سرنوشت تعيين ميكنه كه چه شخصي تو زندگيت وارد بشه، اما قلب حكم مي كنه كه چه شخصي در قلبت بمونه" 

با تشکر از ساناز عزیز

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و یکم شهریور 1387ساعت 17:32  توسط مارال  | 

اینم یکی دیگه

+ نوشته شده در  چهارشنبه سیزدهم شهریور 1387ساعت 1:15  توسط مارال  | 

سلام

امشب می خوام چند تا عکس از سیاوش خیرابی براتون بذارم


7- سیاوش خیرابی 
 

1- سیاوش خیرابی 


سیاوش

نام:سیاوش

نام خوانوادگی: خیرابی

متولد: آذر سال ۱۳۶۳

مقطع تحصیلی:فوق دیپلم نرم افزار کامپیوتر

او از سال سوم راهنمایی در یک کار ایفای نقش کرد .بعد از آن کار به دلیل درس و مدرسه دنبال بازیگری نرفتم،تا اینکه در دوره دانشگاه توسط یکی از دوستانش برای یک کار مستند داستانی به آقای رزاق کریمی معرفی شد در اینجا بود که تضمیم گرفت جدی تر به این حرفه بپردازد.او در کانون سینماگران جوان یک دوره آموزشی بازیگری را  سپری کرد و دوباره برای کار (( حس پنهان)) آقای رزاق کریمی انتخاب شد و بعد از آن در تله فیلم (( تلخون )) به کارگردانی آقای امینی ایفای نقش کرد

+ نوشته شده در  چهارشنبه سیزدهم شهریور 1387ساعت 1:4  توسط مارال  | 

قطعات عاشقانه

ای کسانی که مامور دفن من هستید مرا درتابوتی سیاه بگذارید تا همه بدانند هرچه سیه روزی بود من کشیدم چشمانم را باز بگذارید تا همه بدانند که چشم براهش بودم و دستم را از تابوت بیرون بگذارید تا همه بدانند چیزی با خود نمی برم یک دسته گل پژمرده روی مزارم بگذارید تا همه بدانند جوانی بودم ولی زود پژمردم

***************

بوی نفسات هنوز مستم میکنه کنارم نیستی ولی با نفسهات گرم میشم زیبایی چشمانت هنوز افسونم میکنه کنارم نیستی ولی چشمانت در چشمانم نقش بسته صدایت هنوز از خود بی خودم میکنه کنارم نیستی ولی جز صدات نمیشنوم تو کنارم نیستی اما من چیزی جز تو ندارم

***************

اتل متل جدایی ... عروسکم کجایی ؟

 

گاو حسن پریشون ... یه دل داره پر از خون

 

عشقم که رفت هندستون ... خونه ام شده قبرستون

 

یه عشق دیگه بردار ... یه دنیا غصه بردار

 

اسمشو بذار بچگی ... تا آخر زندگی

 

هاچین و واچین تموم شد ... عمر منم حروم شد

 

***************

+ نوشته شده در  چهارشنبه نوزدهم تیر 1387ساعت 19:2  توسط مارال  | 

پس چرا نیستی پیشم؟

چشم چشم :دو ابرو

.نگاه من به هر سو

:پس چرا نيستي پيشم؟

نگاه خيس تو کو؟

گوش گوش دوتا گوش.

دو دست باز يه اغوش

.بيا بگير قلبمو

.يادم تو را فراموش...

چوب چوب يه گردن

.جاي نري تو بي من

. دق مي کنم ميميرم

اگه دور بشي از من

دست دست دو تا پا

. ياد تو مونده اينجا

يادت مي ياد که گفتي

بي تو نمي رم هيچ جا.

من؟ من؟ يه عاشق

همون مجنون سابق

+ نوشته شده در  چهارشنبه نوزدهم تیر 1387ساعت 18:55  توسط مارال  |